شنبه شانزدهم مهر 1390
کتاب موبایل های دکتر شریعتی با قابلیت ساپورت گوشی های لمسی در 2 نسخه جاوا و اندروید
کتاب موبایل های دکتر شریعتی با قابلیت ساپورت گوشی های
لمسی در 2 نسخه جاوا و اندروید
تقدیم به دکتر تنهای مزینان، مردی که، "شحنه های پیر، از مرده اش هنوز، پرهیز می کنند"
دکتر علی شریعتی یک نام نیست، یک تفکر جاری است، یک راه است، تاثیر بی بدیل او بر چند نسل، چنان شگرف بوده که هیچ کس - موافق و مخالف - منکرآن نیست
این کتاب الکترونیکی تنها می خواهد، مجموعه ای باشد بر مردی که هیچ وقت کهنه نخواهد شد، نه کلامش، نه راهش، نه خودش و نه یادش
من در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند.
و مجمل آنکه این تلاش، پیشکش روح مردی است که در چگونه مردنش، چگونه زیستن را به نسل های پیاپی آموخته است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دانلود نسخه جاوا حجم: ۱۱Mb این نسخه اصلاح شد
دانلود نسخه آندروید حجم: ۱۱Mb
جمعه چهارم شهریور 1390
کتاب موبایل های جدید
کتاب موبایل های دکتر شریعتی با قابلیت ساپورت گوشی های
لمسی به زودی آماده خواهد شد.
ویژیگی نرم افزار جدید:
امکان انتخاب متن از داخل صفحات با قابلیت ویرایش به منظور ارسال از طریق SMS ، Email و …
افزایش سرعت جستجو درون نرم افزار : ۰٫۲۵ ثانیه
تغییر سایز فونت نرم افزار ( متوسط – بزرگ – بسیار بزرگ )
سرعت اجرای بسیار بالا
چرخش صفحه نمایش خودکار
کیبرد مجازی برای گوشی های تمام لمسی
پیمایش خودکار
جاستیفای شدن متن ها یا همان Full Align
بهینه شدن نرم افزار
......
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل "مجموعه کتابهای دکتر شریعتی " V.4
دانلود کتاب موبایل "مجموعه کتابهای دکتر شریعتی " V.4

* با مخاطبهای آشنا
* خودسازی انقلابی
* ابوذر
* بازگشت
* ما و اقبال
* تحلیلی از مناسک حج
* شیعه
* نیایش
* تشیع علوی و تشیع صفوی
* جهتگیری طبقاتی در اسلام
* تاریخ تمدن جلد۱
* تاریخ تمدن جلد۲
* هبوط در کویر
* تاریخ و شناخت ادیان جلد ۱
* تاریخ و شناخت ادیان جلد ۲
* اسلامشناسی۱ درسهای حسینه ارشاد
* اسلامشناسی۲ درسهای حسینه ارشاد
* اسلامشناسی۳ درسهای حسینه ارشاد
* حسین وارث آدم
* چه باید کرد؟
* زن
* مذهب، علیه مذهب
* جهانبینی و ایدئولوژی
* انسان
* انسان بیخود
* علی
* بازشناسی هویت ایرانی- اسلامی
* روش شناخت اسلام
* میعاد با ابراهیم
* اسلامشناسی
* ویژگیهای قرون جدید
* هنر
* گفتگوهای تنهایی (دو جلد)
* نامهها
* آثار گونهگون (دو جلد)
* آثار جوانی (دو جلد)
ساخته شده با fbook
حجم: 4.628kb دانلود
منبع:http://highbrow.blogfa.com
سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389
کتاب پرمحتوا و فوق العاده از دکتر شریعتی ورژن 3
کتاب الکترونیکی موبایل با فورمت جاوا: Dr.Shariati V.3

شامل:
زندگی دکتر شریعتی:
-بیوگرافی دکتر شریعتی در یک نگاه
- سال شمار زندگی دكتر شریعتی
- شریعتی از زبان خودش
-طرحی از یک زندگی
- وصیت نامه دکتر
- ........
خلاصه جملات و کتا بها:
- نیا یش در 13 بخش
- دفتر های سبز"در 80 بخش"
- دفتر های خاکستری"شامل: کتاب ایمان در 30 بخش- کتاب احساسدر 30 بخش -کتاب اندیشهدر 46 بخش "
- زن از دیدگاه شریعتی
- جملات زیبا از شریعتی در 30 بخش
-خلاصه کتاب های دکتر شریعتی" کویر- حج - با مخاطبهای آشنا - خود سازی انقلابی- تحلیلی از مناسك حج- شیعه- نیایش- تشیع علوی و تشیع صفوی- هبوط در كویر- حسین وارث آدم- چه باید كرد ؟- زن- میعاد با ابراهیم- اسلام شناسی- ویژگیهای قرون جدید- هنر- گفتگوهای تنهایی".......
................
جستارهای وابسته:
-اگزيستانسياليسم
- ژان پل سارتر
-.......



و بسیاری مطالب پر محتوای دیگر...........
منبع: http://highbrow.blogfa.com
حجم:۵۴۳ لینک 1 دانلود
حجم:۵۴۳ لینک 2 دانلود
یکشنبه هفتم شهریور 1389
شب قدر از دیدگاه دکتر علی شریعتی
و ماادریک ما لیله القدر
لیله القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر
و چه میدانی که شب قدر چیست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراین شب فرود میآیند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان میشکافد!
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرنها از پس قرنها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسلها در پی نسلها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگیها، اندیشهها و آرمانها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شبهای پیوسته، آشوبی، لرزهای، تکان و تپشی که همه چیز را بر میشود و همه خوابها را برمیآشوبد و نیمه سقفها را فرو میریزد. انقلابی در عمق جانها و جوششی در قلب وجدانهای رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانههایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسانها، همه اسکلت شدهاند، فرود آمدهاند.
این شب قدر است.
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد میکند. این شب از هزار ماه برتر است، شب مشعری است که صبح عید قربانی را در پی دارد و سنگباران پرشکوه آن سه پایگاه ابلیسی را! شب سیاهی که در کنار دروازه منی است، سرزمین عشق و ایثار و قربانی و پیروزی!
و تاریخ همه این ماههای مکرر است، ماههایی همه مکرر یکدیگر، سالهایی تهی و عقیم، قرنهایی که هیچ چیز نمیآفرینند، هیچ پیامی بر لب ندارند، تنها می گذرند و پیر میکنند و همین و در این صف طولانی و خاموش، هر از چندیشبی پدیدار میگردد که تاریخ میسازد، که انسان نو میآفریند و شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن میگیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان میدمد، شب قدر!
شبی که ازهزار ماه برتر است، آنچنانکه بیست و چند سال بعثت محمد، از بیست و چند قرن تاریخ ما برتر بود. سالهایی که آن «روح» برملتی و نسلی فرود میآید از هزار سال تاریخ وی برتر است. و اکنون، براندام این اسلام اسلکت شده، برگور این نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سیاهی و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟
شبی که باران فرو میبارد، هر قطرهاش فرشتهای است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوختهای و جان عطشناک مزرعهای فرو میافتد و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید میدهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطرهای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلود زیستن و مردن! هرکسی یک تاریخ است. عمر، تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماهها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن از همه افقهای وجودی آدمی فرشته میبارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیامآور خدایی برتو نازل میشود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرودآمدنی و آنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام!
که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، در شب قدر بسر میبریم. سالها، سالهای شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را میشنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویر میتوان شنید.
سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلبهای فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد. تا صبح بر اینشب سلام !
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
هفتاد و هشتمین سالگرد تولد دکتر علی شریعتی

۲آذر
در یادمانِ هفتاد و هشتمین سالگشت تولد روحِ "عصیان گری" که طعام اش "عقیده" بود و شراب اش نیز "جِهاد" ، علیرغم همهی مرارتها و ملامتها و ممانعتهای از دیرباز ماندهی قلم شکنان و عهد ناباوران و مردم ستیزان، یاد شریف و راهِ پاکش را گرامی خواهیم داشت.
!Happy 78th Birthday Dr. Shariati
یک بار دیگر در دوم آذر، پس از ۷۸ سال
آواز خروس بی محل مزینان بر همه عاشقان کویر مبارک باد!
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
حسین وارث آدم
حسين بيشتر از آب، تشنه ی لبيك بود اما افسوس كه بجای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بی آبی ناميدند و در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و آنگه بر حسینی می گریند که آزاد زیست و آزادانه مرد. آنانی که رفتند، کاری حسینی کردن دوآنانی که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند.
از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که بهجای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شدهاند و بس، در عزای همیشگی ماندهایم!
حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» – که به بنىآدم زیستن داد – و «وارث پیامبران بزرگ» – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند...
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا....
از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .
این که حسین (ع) فریاد میزند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.
حسین علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید میشود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می کند.
شهادت دعوتی است به همه عصرها، وبه همه نسل ها، که: اگر می توانی، بمیران! و اگر نمی توانی، بمیر!
نباشید همانند انسانهایی که برای حسین عزاداری می کنند و بر سرو صورت می زنند و اشک می ریزند و همگام با یزید برای حسین شام غریبان می گیرند و پرونده حسین را می بندند
دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همیشه جاوید عزاداری میکردند.
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رساندهاند. و ما شب شام غریبان میگرییم، و پایانش را اعلام میکنیم و میبینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست.
حسین (ع) یک درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمهتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.
مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنهها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آنچنان مردن را، یا اینچنین ماندن را...
امام حسین علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید – حاکم مدینه – که از او بیعت مطالبه مى کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.
مقتدایان امام حسین علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىکنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می کند.
آنها که تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب کرده اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده اند؟
دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند؛ یکی شور مذهبی است، یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد ،خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد
اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت، اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
نباشید همانند انسانهایی که برای حسین عزاداری می کنند و بر سرو صورت می زنند و اشک می ریزند و همگام با یزید برای حسین شام غریبان می گیرند و پرونده حسین را می بندند.
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت نیستی، و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی، هر کجا که خواهی باش، چه در نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است.
هر انقلابی دو چهره دارد؛ خون و پیام . رسالت نخستین را حسین و یارانش به جای آوردند. و رسالت دوم رسالت زینب، زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است.
حسین, کسی است که به آزادی روح داده و به «بعضی ها» نان.
ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش!... مگو که بر شما چه گذشت ؟ نگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟ لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .
"... و حسين، وارث آدم، كه به بنیآدم زيستن داد، و وارث پيامبران بزرگ، كه به انسان، "چگونه بايد زيست" را آموختند، اكنون آماده است تا، در اين روزگار، به فرزندان آدم، "چگونه بايد مرد" را بياموزد!..."
اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند و حماسه درخشان حسینی اسیر حصار زمان خود میشد.
سه شنبه یکم شهریور 1390
علی (ع )
به رویش میکشند، چنانچه کردند و دیدید ودر تاریخ میخوانید.
اگر مي بينيم پيرو علي و كسي كه براي علي اشك مي ريزد و كسي كه محبت علي در قلبش موج ميزندسرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناك استءمعلوم است كه علي را نمي شناسد و تشيع را نمي فهمدءهرچند كه ظاهرا شيعه باشد.
علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست.
اسلام علی بر این سه پایه استوار است: مکتب، وحدت ، عدالت
نميدانم!!
اين درد است.
اگر ميبينيم پيرو علي و كسي كه براي علي اشك ميريزد،و كسي كه محبت علي در قلبش موج ميزند،سرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناك است،معلوم است كه علي را نميشناسد و تشيع را نميفهمد.هر چند كه ظاهرا شيعه باشد......علي مجهول،مساوي است با هر انسان و يا قهرمان ملي ديگري كه مجهول است.زيرا محبت به خودي خود نجات بخش نيست،بلكه معرفت است كه نجات ميبخشد......
علي تنهاست
سخن گفتن درباره علی (ع) بینهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ میبیند، بلكه خود را در برابر معجزهای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «این خلقت» احساس میكند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن میآید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزهای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.
علی (ع) یكی از شخصیتهای بزرگی است كه به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا كرد كه رسالت خاصی دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته میبود، بدشناختهتر است كه كیست، محققین او را برای اولین بار میشناختند.
گاه علی (ع) را كه توی این جنگها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش میبینیم، تاریخ میگوید، تنها در نیمه شبها، توی نخلستانهای اطراف مدینه میرفته و نگاه میكرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو میبرده و مینالیده! هرگز، من نمیتوانم قبول كنم كه رنجهای مدینه و رنجهای عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگتر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!
درد علی (ع) خیلی بزرگتر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بیتاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی میبیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم میبیند و احساس خفقان در این عالم میكند.
مسلما هر كسی كه انسانتر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس میكند، انسان است، این است كه میبینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونههای اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیباییهایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.
علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته كه یك خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانوادهای كه پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.
چهرهایی كه میخواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یك ایدئولوژی مطرح و عنوا كنم، دارای این خصوصیات است. البته این كاملترین خصوصیاتش نیست، اما اساسیترین آنهاست
علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد كار یدی، كشاورزی و تولید، علی (ع) مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) فیلسوف، علی (ع) مظهر بینشها و ابعاد متضاد، علی (ع) زهد انقلابی و عبادت، تكیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقتها و ارزشها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انساندوستی.
درد علی (ع) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میكند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمههای شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی میگرییم كه از شمشیر ابن ملجم در قرق سرش احساس میكند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمیشناسیم!
باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را كه علی (ع) درد شمشیر را احساس نمیكند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمیكنیم.
ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مكتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه میتواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه میتواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال میبینیم كه با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیدهایم!
در صورتی كه «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل كردن» شروع میشود و این مرحلهای است پس از شناخت و پس از عشق.
بنابراین ما یك ملت «دوستدار علی (ع) » هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »! چراكه شیعه علی (ع) همچنان كه گفتم علی (ع) وار بودن، علی (ع) وار اندیشیدن، علی (ع) وار احساس كردن در برابر جامعه، علی (ع) وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علی (ع) وار زیستن، علی (ع) وار پرستیدن و علی (ع) وار خدمت كردن است.
جمعه بیست و هشتم مرداد 1390
سی و چهارمین سالگرد دکتر علی شریعتی
سی و چهارمین سالگرد هجرت ابدی بزرگ مرد اندیشه های اهواریی،
دکتر علی شریعتی بر تمام رهروان و پویندگان راهش گرامی باد.
روحش شاد و راهش پر رهرو.....

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل نامه ها از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل نامه ها از دکتر شریعتی

آدمی تا احمق است در بهشت بسر می برد و همین که آن میوه ی ممنوع آگاهی را مزه کرد , هبوط می کند و زندگیش از فراغت گیاهی و جانوری , به "تلاش و جهاد " بدل می شود و تبعیدی زمین و غریق رنج!
اکنون, انسان امروز سرنوشت رمزی آدم را که سرشار حقیقت است در واقعیت زندگی زمینی اش تجسم می دهد و پس ار طی دوران های بسیار, گذر از سرزمین های تاریک و آرام جهل, فقر و فراغت و اسارت آرام در طبیعت , اکنون که به قله ی روشن عقل , خودآگاهی, سلطنت بر طبیعت و برخورداری رسیده است و علم , صنعت و ثروت را در کمال خویش یافته است وبیش از هر وقت می داند که چگونه زیست کند و بیش از هر وقت می تواند سعادتمند گردد, به پوچی زندگی رسیده است و عبث بودن سعادت و ...
ساخته شده با fbook
حجم: 611kb دانلود
منبع:http://highbrow.blogfa.com
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل خودسازی انقلابی از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل خودسازی انقلابی از دکتر شریعتی

خودسازی یعنی رشد هماهنگ
آزادی " ، " عشق " ، " برابری " در خویش ،
یعنی در همانحال که خویش را مزدکی احساس می کنیم ، در درون خویش عظمت بودائی را برپا سازیم و در همانحال آزادی انسان را تا آنجا حرمت نهیم که مخالف و حتی دشمن فکری خویش را به خاطر تقدس آزادی ، تحمل کنیم ، و تنها به خاطر اینکه می توانیم ، او را از آزادی تجلی اندیشه خویش و انتخاب خویش با زور باز نداریم و به نام مقدس ترین اصول ، مقدس ترین اصل را ، که آزادی رشد انسان از طریق تنوع اندیشه ها و تنوع انتخابها و آزادی خلق و ازادی تفکر و تحقیق انتخاب است با روشهای پلیسی و فاشیستی پایمال نکنیم ، زیرا هنگامیکه دیکتاتوری غالب است ، حتمال اینکه التی در جریان باشد باوری فریبنده و خطرناک است و هنگامیکه " سرمایه داری " حاکم است ایمان به دموکراسی و آزادی انسان یک ساده لوحی است
و اگر به تکامل نوعی انسان اعتقاد داریم کمترین خدشه به آزادی فکری آدمی و کمترین بی تابی در برابر تحمل تنوع اندیشه ها و ابتکارها یک فاجعه است .
در همانحال که خود را مزدکی بار می آوریم باید بودائی بیندیشیم در همان حال که به نیروانای بودایی که جوهر آدمی را اطمینان نفسانی و درونی میرساند می اندیشیم باید از حرمت ابتکار و انتخاب و ایمان و اندیشه ی دیگران باز نایستیم .
ساخته شده با fbook
شامل:
+خودسازی انقلابی
-چگونه ماندن
-عرفان، برابری، آزادی
-عشق، توحید
-آزادی، خجسته آزادی
-خودسازی انقلابی
-بردرحق کوفتن حلقه وجود
-سلامهای نماز
-حر
-شب قدر
-معراج اسرا
حجم: 276kb دانلود
منبع:http://highbrow.blogfa.com
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل تاریخ ادیان 1 و 2 از دکتر شریعتی
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل هبوط از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل هبوط از دکتر شریعتی

مرا کسی نساخت، خدا ساخت . نه آنچنان که "کسی می خواست"، که من کسی نداشتم ، کسم خدا بود، کس بی کسان.
او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست. نه از من پرسید و نه از آن "من دیگر"م. من یک گل بی صاحب بودم. مرا از روح خود در آن دمید و بر روی خاک و در زیر آفتاب، تنها رهایم کرد. "مرا به خودم واگذاشت" . عاق آسمان! کسی هم مرا دوست نداشت، به فکرم نبود.
وقتی داشتند مرا می آفریدند ، می سرشتند ، کسی آن گوشه خدا خدا نمی کرد. وقتی داشتم روح می پذیرفتم ، شکل می گرفتم ، قد می کشیدم، چشمهایم رنگ می خورد، چهره ام طرح می شد ، بینی ام نجابت می گرفت ، فرشته ظریف و شوخ و مهربان و چابک پنجه ای ، با نوک انگشتان کوچک سحرآفرینش ، آنرا صاف و صوف نمی کرد، برانگاره "کاشکی" که تکدرختی خشک بر پرده خیالش تصویر کرده است، آنرا تیز و عصیانگر و مهاجم نمی پرداخت.
وقتی خواستند قامتم را برکشند، خویشاوند شاعر خیال پرور و بلند پروازی نداشتم تا خیال و آرزوی خویش را نثار بالای من کند. وقتی می خواستند کار دل را در سینه ام آغاز کنند، آشنائی دلسوز و دل شناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانه دلهای خوب، بهترین را برگزیند. وقتی روح را خواستند در کالبدم بدمند، هیچ کس، پریشان و ملتهب دست به کار نشد تا از نزهتگه ارواح فرشتگان، قدیسان ، شاعران، عارفان و الهه های زیبائیهای روح و خدایان هنر و احساس و ایمان، نازترین و نازنین ترین را انتخاب کند.
وقتی .... وقتی ..... وقتی ..... وقتی .... و در هر یک از این "اوقات"، فرشته ها از آن جوان تنها و منتظری که آنجا ایستاده و چهره اش گل انداخته و دلواپس و بیقرار و شتابزده این پا آن پا می کند و انگشتانش مرتعش است و دلش گرس گرس می زند، هی نمی پرسیدند :"خوب ، اینجا چکار کنیم؟ اینرا چگونه بتراشیم؟ آنرا از چه ها ترکیب کنیم؟ در اینباره نظرت چیست؟ نقشه ات کدامست؟ چه را می پسندی؟ چگونه دوست داری؟ آرزوی دلت چیست؟ ..... خوب شد؟ خوب است؟ بس است؟ باز هم ظریف تر؟ خوب شد؟ اینجور؟ هنوز هم لطیف تر؟ خوب شد؟ این رنگ خوب است؟ این هم نه؟ آن رنگ چطور؟ آن هم نه؟ آن رنگ مخصوص را بیار، از آن که خیلی کم کار میکنیم ها...! خوب شد؟ اینرا که حتماً می پسندی؟ باز هم نه؟ پس چه رنگی؟ مثل این؟ نه؟ پس چگونه؟ دیگر رنگی نیست! از دویست هزار گونه رنگی که خداوند خدا آفریده است هیچکدامش به درد تو نخورد؟ به کار اینها نیامد؟ از همین ها ناچار یکی را باید انتخاب کنی! حرف بزن! تصمیم بگیر! چرا ناراحتی؟ غصه میخوری؟ چرا حرف نمی زنی؟ یاالله! بگو! زود!"
آه! او چه بگوید؟ هی با پریشانی و تلخی و بیچارگی این پا آن پا میکند و نمی داند چه کند. آخر چه جوابی بدهد؟
ساخته شده با fbook
حجم: 282kb دانلود
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل گفتگوهای تنهایی از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل گفتگوهای تنهایی از دکتر شریعتی

رنجی که همیشه آزارم می داد اکنون به نهایت رسیده است ، چنان رشد کرده است که از هستی من بزرگ تر شده است و احساس می کنم که در زیر فشار هر روز سنگین ترش دارم به زانو در می آیم . بسیار نزدیک است ، مرگ یا جنون را در یک قدمی خود می بینم ، همسایه دیوار به دیوار من شده اند ، گاه صدایشان را که نام مرا می برند می شنوم . سخت تنها مانده ام ، چه سخت است تنهایی در انبوه جمعیتی که از همه سو مرا احاطه کرده اند . از تنهایی و سکوت وحشت کردن و از ازدحام و غوغا خفقان گرفتن . دانه ای خشک شده ام در لای دو سنگ آسیای این تناقض ! این دو سنگ هر روز سنگین تر می شوند و من هر روز ضعیف تر!
ساخته شده با fbook
حجم: 757kb دانلود
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل اسلام شناسی 1 و 2 از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل اسلام شناسی 1 و 2 از دکتر شریعتی


انسان یک « انتخاب » است ، «نبرد و تلاش و شناخت » است یک «شدن» همیشگی است ، یک « هجرت بی انتها » است ، هجرت در خویش ؛ از لجن تا خدا (هجرت انفسی).
و راهی که از لجن تا خدا کشیده شده است «مذهب» نام دارد .
در اینجا روشن است که مذهب یعنی راه . مذهب هدف نیست، راه است و وسیله است . تمام بدبختی ئی که در جامعه های مذهبی دیده می شود به این علت است که مذهب تغییر روح و جهت داده و در نتیجه نقشی که دارد ، عوض شده است و این بدان علت است که « مذهب را هدف کرده اند» . شما جاده را هدف کنید ؛ گل کاری و آسفالت و آذین کنید ، صد ها سال ، نسل به نسل روی این جاده کار کنید، جاده پرست بشوید ، معتقد به جاده بشوید، آن را دوست بدارید، بدان عشق بورزید، تا چشمتان به آن افتاد یا اسمش به گوشتان خورد از شور به گریه افتید ، با هر که چپ به آن نگاه کرد بجنگید ، تمام وقت و پولتان را صرف تزیین و تعمیر و صاف و صوف کردن آن کنید ، یک لحظه آن را برای رسیدن به کار زندگیتان ترک نکنید ، همیشه بر روی آن قدم بزنید و کیف کنید و از آن گفت گو کنید و خاکش را به چشمتان بمالید و دوای دردتان بسازید و... چه خواهید شد ؟ گمراه.
آری . همین راه راست و درست و حقیقی شما را از هدف باز می دارد ، شما را به جایی نمی رساند ، در راه گم شدن از گمراه شدن بدتر است.
منبع:http://highbrow.blogfa.com
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل با مخاطب های آشنا از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل با مخاطب های آشنا از دکتر شریعتی

عشق خواهر آزادی است و آزادی برادرش ؛ و غصب و اسارت مادر و پدرشان."
"عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است"
"كسي كه آزادي را از من بگيرد،هيچ چيزي بهتر از آن ندارد كه به من هديه كند"
"اما اين آزادي كم كم ضعف هاي خود را نشان داد.پيشرفت...آري اما به كدام سو؟ثروت...آري اما به سود كدام طبقه؟علم...آري اما در خدمت چي؟تكنولوژي...آري اما در دست كي؟آزادي!مي بيني كه در آن همه به تساوي حق تاختن دارند و مسابقه اي آزاد و بي ظلم و تقلب و تبعيض در جريان است اما طبيعي است آن ها كه سواره اند پيش مي افتند و هركه اسبش گران قيمت تر است برنده ي واقعي است.هركس حق دارد هر كاري بكند اما عملا تنها كساني از اين حق عام بهره مي گيرند كه توانايي و تمكن كار را بيشتر دارنددر اين خيابان آزاديد هر موسسه اي باز كنيد:كتابخانه؛مدرسه؛معبد؛قمارخانه؛فروشگاه؛ روسپي خانه؛ كاباره...اما از هم اكنون قابل پيش بيني است كه زمين ها و ساختمان ها را پولدارها خواهند خريد آن ها شك نيست كه مدرسه و مسجد باز نخواهند كرد."
ساخته شده با fbook
حجم: 324kb دانلود
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل حج از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل حج از دکتر شریعتی

كنون هنگام دیدار رسيده است،لحظه ي ديدار است.ذي حجه است،ماه حج،ماه حرمت،شمشيرها آرام گرفته اند و شيهه ي اسبان جنگي و نعره جنگجويان و قداره بندان در صحرا خاموش شده است.جنگيدن،كينه ورزي و ترس،زمين را،مهلت صلح،پرستش و امنيت داده اند،خلق با خدا وعده ي ديدار دارند،بايد در موسم رفت،به سراغ خدا نيز بايد با خلق رفت
صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي شنوي؟(( و اذن في الناس بالحج!ياتوك رجالا و علي كل ضامر ياتين من كل فج عميق))
موسم است.هنگام در رسيده است.به ميعاد برو،به ميقات!اي بازخوانده ي خداوند لحظه ي ديدار است!موسم است،ميقات است
اي لجن با خدا ديدار كن!
اي كه زندگي، جامعه، تاريخ، تو را ((گرگ)) كرده است يا ((روباه)) يا ((موش)) و يا ((ميش))
موسم است،حج كن!به ميقات رو،با دوست انسان،آنكه تورا انسان آفريد وعده ي ديدار داري
از قصرهاي قدرت،گنجينه هاي ثروت و معبدهاي ضرار و ذلت و از اين گله ي اغنامي كه چوپانش گرگ است،بگريز.نيت فرار كن.خانه ي خدا را،خانه ي مردم را، حج كن.
ساخته شده با fbook
شامل:
+تحليل از مناسك حج
حجم: 257kb دانلود
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل مذهب علیه مذهب از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل مذهب علیه مذهب از دکتر شریعتی

می خواهیم بگوییم
آری ، قرآنی که تو می گویی درست است، اما کدام قرآن ؟
قرآن به عنوان شی متبرکی در دست جهل ؟
قرآن به عنوان پرچمی بر سر نیزه های جنایت ؟
یا قرآن به عنوان کتابی که قبایل وحشی پراکنده در صحرایی را
در کمتر از یک ربع قرن ، تعیین کننده ی سرنوشت جهان
و کوبنده ی قدرت های عالمگیر می سازد و در کمتر از یک قرن
فرهنگی نو و انقلابی در تمدن بشری می آفریند ؟
قرآن کتابی است که با نام " خدا " آغاز می شود و با نام " مردم " پایان می یابد !
کتابی " آسمانی " است اما - برخلاف آنچه مومنین امروزی می پندارند
و بی ایمانان امروز قیاس می کنند - بیشتر توجهش به طبیعت است
و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد !
ساخته شده با fbook
شامل:
+مذهب علیه مذهب
-مذهب علیه مذهب
-پدر، مادر، ما متهمیم
-آری، اینچنین بود برادر!
-توین بی، تمدن، مذهب
-خداحافظ شهر شهادت
-اگر پاپ و مارکس نبودند
-پاسخ به سوالات و انتقادات
-یک گفتگوی دانشجویی
حجم: دانلود
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل شیعه از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل شیعه از دکتر شریعتی

مسئولیت هر خانواده شیعی ، پیرو خانواده ای بودن است که در آن ، علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین پسر!
بالاخره ، مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و هر نسلی ، از هر چیزی و هر کسی ، به " کربلای انقلاب" و "حسین شهادت" گریختن ! و " رهبری" و " برابری" را اصل ایمان خویش و هدف خویش و تحقق آن را مسئولیت خویش دانستن است.
و این همه ، یعنی " علی " را نه چون بتی پرستیدن ، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه : " علی وار " بودن و " علی وار" زیستن و " علی وار " مردن
که شیعه علی بودن یعنی این
و مسئولیت شیعه بودن یعنی این
ساخته شده با fbook
شامل:
+شيعه
-شیعه یک حزب تمام
-نقش انقلابی و یادآوران در تاریخ تشیع
-مسوولیت شیعه بودن
-ملحقات
حجم: 330kb دانلود
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل زن از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل زن از دکتر شریعتی

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
کتاب موبایل fbook
شامل:
+زن
-فاطمه فاطمه است
-انتظار عصر حاضر از زن مسلمان
-سمینار زن - جلسه اول
-سمینار زن - جلسه دوم
-سمینار زن - جلسه سوم
-حجاب
حجم: 360KB دانلود
منبع:http://highbrow.blogfa.com
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل نیایش از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل نیایش از دکتر شریعتی

پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم، بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
خدایا !
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است!
خدایا !
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم، برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا !
به من توفيق تلاش در شكست، صبر در نوميدي، رفتن بيهمراه، جهاد بيسلاح، كار بيپاداش، فداكاري در سكوت، دين بي دنيا، مذهب بيعوام، عظمت بينام، خدمت بينان، ايمان بيريا، خوبي بينمود، گستاخي بيخامي، مناعت بيغرور، عشق بيهوس، تنهايي در انبوه جمعيّت، دوست داشتن بي آنكه دوست بداند، روزي كن.
خدایا !
اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پست های نکبت بار و پلید این شبه آدم های اندک را متوجه شوم،چه دوست تر میدارم ،بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!
کتاب موبایلfbook
+نيايش
-نيايش
-فلسفه نیایش
-نیایش
-زیباترین روح پرستند
حجم: 224kb دانلود
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل علی از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل علی از دکتر شریعتی

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟ او با علی آشناتر است.
علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش، بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همه ی دردها و نیازها و همه ی احتیاج های چند گونه بشری در همه دوره ها پاسخ می دهد.
ساخته شده با fbook
+علی
-علی حقیقتی برگونه اساطیر
-قرن ما در جستجوی علی
-علی تنها است
-چه نیازی است به علی؟
-علی بنیانگذار وحدت
-قاسطین، مارقین، ناکثین
-پیروان علی و رنج هایشان
-علی، حیات با رورش پس از مرگ
-امت و امامت
-تاریخ و علی
حجم: 602kb دانلود
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
دانلود کتاب موبایل ابوذر از دکتر شریعتی
دانلود کتاب موبایل ابوذر از دکتر شریعتی

در شگفتم از کسي که در خانه اش ناني نمي يابد و با شمشير آخته اش بر مردم نمي شورد. ابوذر، ابوذر غفاري خداپرست سوسياليست، چاپ پنجم نوشته عبدالحميد جودة السحار ترجمه و نگارش: دکتر علي شريعتي
ساخته شده با fbook
+ابوذر
-ابوذر غفاری
-یکبار دیگر ابوذر
-یکبار دیگر ابوذر
حجم 264kb دانلود
منبع:http://highbrow.blogfa.com
چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389
دانلود کتاب موبایل دفترهای خاکستری
دفترهای خاکستری
شامل:
-کتاب ایمان در 30 بخش
- کتاب احساس در 30 بخش
-کتاب اندیشه در 46 بخش
یکشنبه هفتم شهریور 1389
امام علی (ع) از دیدگاه شریعتی
علي (ع) نخستين نسل در انقلاب اسلامي، علي (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پيغمبر (ص) و علي (ع)، علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) فيلسوف، علي (ع) مظهر بينشها و ابعاد متضاد، علي (ع) زهد انقلابي و عبادت، تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقتها و ارزشها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انساندوستي.
درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس ميكند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمههاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي ميگرييم كه از شمشير ابن ملجم در قرق سرش احساس ميكند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نميشناسيم!
بايد اين درد را بشناسيم، نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نميكند و ... ما درد علي (ع) را احساس نميكنيم.
ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه ميتواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه ميتواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال ميبينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيدهايم!
در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع ميشود و اين مرحلهاي است پس از شناخت و پس از عشق.
بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) وار بودن، علي (ع) وار انديشيدن، علي (ع) وار احساس كردن در برابر جامعه، علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علي (ع) وار زيستن، علي (ع) وار پرستيدن و علي (ع) وار خدمت كردن است
جمعه بیست و دوم مرداد 1389
دانلود کتاب موبایل با فورمت جاوا در مورد موريس مترلينگ
دکتر شریعتی در شرح احوال نوجوانی خود چنین می نویسد....
ورود من به دبیرستان درست مصادف بود با ورودم به فلسفه و عرفان. یادم هست (و چقدر از اینکه این را فراموش نکردهام خوشحالم) که نخستین جملهای را که در یک کتاب بسیار جدی فلسفی خواندم و همچون پتکی بود که بر مغزم فرو کوفت و به اندیشهای درازم فرو برد، بعد از ظهری بود، سفره را هنوز جمع نکرده بودند (و این، علامت وقت نهار ما) و پدرم در حالی که با غذا بازی میکرد چیزی میخواند؛ از جمله کتابهایی که با دور او گرفته بودند یکی هم «اندیشههای مغز بزرگ» بود از مترلینگ ترجمه منصوری (ذبیح الله) و نخستین جملهاش این بود:
.. «وقتی شمعی را پف میکنیم شعلهاش کجا میرود؟» (حال این جمله معنی های دیگری هم برایم پیدا کرده است). با این جمله دستگاه مغز من افتتاح شد و هنوز از آن لحظه دارد کار میکند (جز در برخی حالات که فلج میشود و پس از چندی باز راه میافتد). این شروع تازهای بود، کتابهایی که پیش از این میخواندم.....
نظر دیگران در مورد موريس مترلينگ
«بركسون» فيلسوف و دانشمند شهير، در ارتباط با مترلينگ بيان مي دارد :
«ما اگر بگوييم كه مترلينگ به منزله سقراط عصر حاضر است، سقراط را خيلي بزرگ و مترلينگ را كوچك كرده ايم».
انيشتين نيز در اين رابطه مي گويد :
«شايد قرنها بگذرد و در كره خاكي انديشمندي مانند مترلينگ به وجود نيايد».
عظمت مترلينگ در نيروي فكر او بود و در هيچ يك از علوم فيزيك، شيمي، رياضي و مكانيك و ...به پاي دانشمندان امروزي نمي رسيد. مترلينگ يك دهم از معلومات انيشتين را در رياضيات نداشت، اما امواج مغز او چندين برابر انيشتن بود؛ به گونه اي كه خود انيشتين مي پذيرد كه او مرد بزرگي است. خلاصه اينكه، برتري يك دانشمند يا فيلسوف به ميزان دانسته هايش نيست و اگر چنين باشد، ارزش و دانش يك دائرة المعارف بيشتر از دهها دانشمند است.

حجم: ۱۲۹ کیلوبایت
چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389
"زن(مادر) از دیدگاه و نظر دكتر علی شریعتی"
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است.
پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389
فردا خیلی دیر است!
بر خلاف کسانی که مصلحت اندیش اند و می گویند هنوز زود است،من می گویم که همیشه دیر است.
هر کاری را که می خواهیم بکنیم کاری است که لااقل باید صدها سال پیش می کردیم.
بنابر این دیر شده هر کار که باشد ، این است که فرصت نیست کار امروز را به فردا بیافکنیم.
این روایت که فرموده اند : « برای دنیایت آنچنان کار کن که گویی همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرتت آنچنان که گویی فردا می میری » چقدر عالی است .
به این معنا است که برای کارهای زندگی فردی و مادی و شخصی ات فکر کن که همیشه وقت هست اما برای کار مردم و آنچه که درمسیر اصالت کار و مسئولیت انسانی است - کار برای دیگران و جامعه و انسانیت - دستپاچه باش ، همیشه بیاندیش فردا دیگر نیستی.
این است که من همیشه حرف آخر را اول می زنم چون نگرانم اگر از اول شروع کنم و به مقدمه چینی و امثال اینها بپردازم دیگر به حرف آخر نرسم.

